نور الدين جعفر بدخشى

62

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

خدمت اخى هر سال هزار جوى « 1 » پاليز « 2 » بكشتى به دست مبارك « 3 » خود و هر سال خوب شدى و چون خربزه رسيدى بدست خود به مردم دادى . و « 4 » خدمت شيخ سعيد حبشى « 4 » كه صوفيان آن بزرگوار را ابو سعيد « 5 » گويند « 6 » در هر زمان به صورت « 7 » ديگر ديده شدى و با هر زايرى يك بار صحبت داشتى فحسب و اگر خادم در يك روز بكرات « 8 » درآمدى ، شيخ را در هر كرت « 9 » به صورت ديگر ديدى تا در بعضى از اسفار با خادمى ( آ : برگ 17 الف ) از خدام شيخ ملاقات حاصل آمد « 10 » از من پرسيد كه شيخ « 11 » در كدام « 12 » صورت ديده شد ؟ گفتم تو به اختلاف « 13 » صور شيخ اطلاع دارى ؟ گفت آرى ، مدتى « 14 » شيخ را خدمت كرده‌ام و به صور « 15 » مختلفه « 16 » ديده . ( ) فرد « 17 » رنگ عارف رنگ معروفست و بس « 18 » * رنگ معروفى نه پيش است و نه پس و در اوان صحبت از شيخ شنوده « 19 » شد كه فرمود « 20 » . با سيد وقتى كه آمنه « 21 » را به عبد اللّه مىدادند ، من در مكه بودم « 22 » و چون از صحبت شيخ بيرون آمدم از اكابر آن

--> ( 1 ) جوى و جويبار ( فرهنگ آنندراج ) . ( 2 ) در اصل به معنى مطلق باغ و كشتزار ، فاليز معرب آن و در عرف عام بر خربزه‌زار و امثال آن اطلاق كنند ( فرهنگ آنندراج ) . ( 3 ) ب : به دست مبارك خود بكشتى . ( 4 ) ل : سعيد حبشى رضى اللّه عنه . گ : ص 382 . ( 5 ) ل ، ن ، گ : او بجاى ابو . ( 6 ) گ : گويند زيرا كه او در . ( 7 ) ل : به صورتى . ( 8 ) آ ، ب ، ت ، ن ، گ : كرّات . ( 9 ) ل : نوبت . ( 10 ) ل : شد . ( 11 ) آ ، ب ، ل ، ن ، گ : شيخ را . ( 12 ) آ : صورت كدام . ( 13 ) ل : بر اختلاف . ( 14 ) گ : مدت . ( 15 ) ل : در صور ، ت : پس بصور . ( 16 ) آ ، گ : مختلف . ( 17 ) آ : نظم ب : بيت . ( 18 ) آ : پس ، ن : و پس . ( 19 ) گ : شنيده . ( 20 ) ل : فرمود كه . ( 21 ) ل : ايمنه - آمنه بنت وهب بن عبد مناف بن زهرة القرشى و عبد اللّه بن عبد المطلب مادر و پدر حضور خاتم النبيين محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند رك به : دائرة المعارف اردو تحت هر دو اسم . ( 22 ) ل : ندارد .